الملا فتح الله الكاشاني

17

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

الحيوة قبض كردم * ( فَنَبَذْتُها ) * پس درافكندم آن را در ميان گوساله كه از حلى و زيور آن را ريخته بودم يا در حلى مذاب قبل از آنكه آن را مصور سازم به صورت گوساله بجهة آن گوساله زنده شد و بآواز در آمد و بنى اسرائيل را بعبادت او خواندم و ايشان اطاعت من كردند * ( وَكَذلِكَ سَوَّلَتْ لِي ) * و همچنين كه گفتم بياراست براى من و در نظر من نيكو ساخت اين كار را * ( نَفْسِي ) * نفس من و تفصيل جميع اين حكايات و اختلاف اقوال مفسران در سورة الاعراف مرقوم گشته از امام جعفر صادق ( ع ) منقولست و در لباب نيز مذكور است كه موسى قصد قتل سامرى كرد از حق سبحانه وحى آمد كه او را مكش كه صفت سخاوت بر او غالب است و چون كه از سخاى وى مردم منتفعند پس نفس حيات از او باز نتوان داشت و اينجا سر و اما ما ينفع الناس فيمكث فى الارض ظاهر مىشود از رسول ( ص ) ماثور است كه تجانبوا من ذنب السخى فان اللَّه اخذ بيده كلما عثر از سر گناه سخى درگذريد كه حق سبحانه دست وى گيرد هر گاه كه بر وى درآيد و چون موسى را از قتل سامرى منع كردند * ( قالَ ) * گفت مر سامرى را * ( فَاذْهَبْ ) * پس بيرون رو از ميان ما * ( فَإِنَّ لَكَ ) * پس بدرستى كه هست مر تو را از عقوبت * ( فِي الْحَياةِ ) * در زندگانى دنيا * ( أَنْ تَقُولَ ) * آنكه گويى بهر كس كه نزد تو آيد * ( لا مِساسَ ) * نيست مس كردن من تو را و مس كردن تو مرا يعنى دور شو تا يكديگر را مس نكنيم چه به حكم الهى و غضب پادشاهى چنين مقرر شده بود كه هر كه او را مس كند يا او را كسى مس كند او را تب گيرد پس بجهة اينمردمان از او متنفر شدند و ترك مكالمه و مخالطه نمودند به او و او تنها چون حيوانات وحشى در صحرا ميگشت و هر كه را از دور ميديد مبالغه ميكرد كه نزديك من ميا و جبائى گفته كه لا مساس كلام حاليست نه مقالى يعنى سامرى به جهت خوف قتل از ميان مردمان فرار نموده و در صحرا ميگشت و بجهة آنكه هيچكس نمييافت كه با او ملاقات كند و مساس نمايد بمنزلة كسى بود كه قائل لا مساس باشد در بعضى تفاسير آمده كه اولاد سامرى نيز چنين بودند و در اينزمان نيز ايشان هستند و اينحال دارند و اين افحش و اشنع عقوبت بود مر سامرى را در دنيا * ( وَإِنَّ لَكَ ) * و بدرستى كه مر عذاب تو راست * ( مَوْعِداً ) * وعده در آخرت كه به هيچ وجه * ( لَنْ تُخْلَفَه ) * خلاف نكنند با تو در آن بلكه آن را به حد وفا رسانند بعد از عقوبت دنيا يعنى هم چنان كه حق سبحانه انجاز وعدهء عقوبت لا مساس نمود در دنيا بوعدهء عقوبت عقبى نيز وفا كند و تاخير آن نكند و تو خاسر و زيانكار دنيا و آخرت باشى و ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ * ( وَانْظُرْ ) * و نظر كن * ( إِلى إِلهِكَ